سلام .
یکی از دوستام به اسم آقا پیمان یه شعر در مورد ماه رمضان گفته بود :
یکی دردو یکی درمون پسندد
یکی لیوان یکی فنجون پسندد
یکی در وقت افطار ای عزیزون
حلیم وشیر وبادمجون پسندد
منم یه چیزی همینطور بداهه در جوابش نوشتم ولی خوب مال من طنز نیست :
در ماه مبارک چه زنی خنده تو پیمان ؟
هم اول و هم آخر آن نیست نمایان
سی سال به شک روزه گرفتیم و نگفتیم
یکبار درست اول این ماه رمضان
هر سال هزاران نفر از مردم بیکار
لپ تاپ و تلسکوپ به بغل , خسته و حیران
در آرزوی دیدن یک هاله از این ماه
گشتند پراکنده به سرتاسر ایران
تا رویت این ماه به میلیارد برد خرج
این پول هزینه شود از کیسه مهمان
با اینکه چنین مته به خشخاش نهادند
یک بار دگر هم سر کاریم عزیزان
در دیدن یک ماه به گل مانده چنینیم
در واقع بلنگیم و به پندار خرامان
آن مفسد فی الارض و همان کافر بی دین
بر ماه قدم می نهد ای جان مسلمان
ما در چه امیدیم که بر خویش نگرییم ؟
بیدار کن ای هموطن این خیل جوانان