تبليغاتX
شکر شکن
من نه منم
وبلاگ احسان
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386
اگه تو ایران اونم واسه خرید ماه محرم بود؟؟ چه چیزا که نمی گفتن!!

بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:

اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورولت پونتياك خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.

لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟

مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!

نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.

اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock ) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت پونتياك و مشتري بود.

 

+ نوشته شده در 17:56 توسط احسان.
چهارشنبه نهم خرداد 1386
من عاشق ذهن خلاق و بی پروا هستم
 
سؤال امتحان نهایی فیزیك دانشگاه كپنهاگ:
 
چگونه می‌توان با یك فشارسنج ارتفاع یك آسمان‌خراش را محاسبه كرد؟
 
پاسخ یك دانشجو:
"یك نخ بلند به گردن فشارسنج می‌بندیم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمین می‌فرستیم. طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمان‌خراش خواهد بود."
 
این پاسخ ابتكاری چنان استاد را خشمگین كرد كه دانشجو را رد كرد. دانشجو با پافشاری بر اینكه پاسخش درست است به نتیجه امتحان اعتراض كرد. دانشگاه یك داور مستقل را برای تصمیم درباره این موضوع تعیین كرد. داور دانشجو را خواست و به او شش دقیقه وقت داد تا راه حل مسئله را به طور شفاهی بیان كند تا معلوم شود كه با اصول اولیه فیزیك آشنایی دارد. دانشجو پنج دقیقه غرق تفكر ساكت نشست. داور به او یادآوری كرد كه وقتش درحال اتمام است. دانشجو پاسخ داد كه چندین پاسخ مناسب دارد اما تردید دارد كدام را بگوید. وقتی به او اخطار كردند عجله كند چنین پاسخ داد:
 
"اول اینكه می‌توان فشارسنج را برد روی سقف آسمان‌خراش، آنرا از لبه ساختمان پائین انداخت و مدت زمان رسیدن آن به زمین را اندازه گرفت. ارتفاع ساختمان مساوی یك دوم g ضربدر t به توان دو خواهد بود. اما بیچاره فشارسنج."
 
"یا اگر هوا آفتابی باشد می‌توان فشارسنج را عمودی بر زمین گذاشت و طول سایه‌اش را اندازه گرفت. بعد طول سایه آسمان‌خراش را اندازه گرفت و سپس با یك تناسب ساده ارتفاع آسمان‌خراش را بدست آورد."
 
"اما اگر بخواهیم خیلی علمی باشیم، می‌توان یك تكه نخ كوتاه به فشارسنج بست و آنرا مثل یك پاندول به نوسان درآورد، نخست در سطح زمین وسپس روی سقف آسمان‌خراش. ارتفاع را از اختلاف نیروی جاذبه می‌توان محاسبه كرد: T = 2 pi sqroot (l / g) ."
 
"یا اگر آسمان‌خراش پله اضطراری داشته باشد، می‌توان ارتفاع ساختمان را با بارومتر اندازه زد و بعد آنها را با هم جمع كرد."
 
"البته اگر خیلی گیر و اصولگرا باشید می‌توان از فشارسنج برای اندازه‌گیری فشار هوا در سقف و روی زمین استفاده كرد و اختلاف آن برحسب میلی‌بار را به فوت تبدیل كرد تا ارتفاع ساختمان بدست آید."
 
"ولی چون همیشه ما را تشویق می‌كنند كه استقلال ذهنی را تمرین كنیم و از روش‌های علمی استفاده كنیم، بدون شك بهترین روش آنست كه در اتاق سرایدار را بزنیم و به او بگوییم: اگر ارتفاع این ساختمان را به من بگویی یك فشارسنج نو و زیبا به تو می‌دهم."
 
این دانشجو كسی نبود جز نیلز بور، تنها دانماركی كه موفق شد جایزه نوبل در رشته فیزیك را دریافت كند.
(بور رو که میشناسید ؟ مدل اتمیش هنوز هم معروفه)
+ نوشته شده در 18:54 توسط احسان.
سه شنبه یکم خرداد 1386
در توع خودش جک قشنگ و فلسفی ه
 

شبي جورج بوش و توني بلر به بار رفته بودند و سرگرم گفتگو بودنديک نفر کنارشان نشست و پرسيد که دارند راجع به چه موضوعي حرف مي زنند جورج بوش گفت:« ما داريم جنگ جهاني سوم را طراحي مي کنيم و قصد داريم پانزده ميليون مسلمان و يک دندانپزشک را بکشيم» مرد پرسيد:« براي چي مي خواهيد يک دندانپزشک را بکشيد؟» جورج بوش روي شانه بلر زد و گفت:« ديدي گفتم هيچکس راجع به کشتن پانزده ميليون مسلمان سوال نخواهد کرد

 

+ نوشته شده در 1:7 توسط احسان.