می گن افسر های نیروی هوایی آمریکا برای تست تمرکزشون در موقع هدایت هواپیما باید یه بازی رو به مدت دو دقیقه انجام بدند.طبق تحقیقات اگر بتونید ۱۸ ثانیه این بازی رو انجام بدید؛ شما آدمی با قدرت تمرکز خوب هستید.
می تونید این بازی رو از اینجا دانلود کنید: دانلود(کلیک راست-> save target as)
اگر انیشتین مساله معراج و جسمانی بودن آن را قبول کرده باشد؛ پس بایستی پیامبر در فضا طبق فرض نگارنده ، با سرعتی نزدیک به سرعت نور به حرکت درآمده و به محلی دیگر در کائنات رفته باشد.در این صورت آسمان اول, دوم و .... و همچنین عرش خدا صورت مادی خواهد داشت و این مساله با تعلیمات اسلام در تناقض است.اگر فرض کنیم که جسم پیامبر به انرژی تبدیل شده و سپس به معراج رفته ( که در این صورت جسمانی بودن معراج زیر سوال می رود )؛ قابل ذکر خواهد بود که در تبدیل ماده به انرژی و انرژی به ماده، فرآیند به صورت کامل انجام نمی شود و همواره مقداری از ماده به انرژی و یا بالعکس تبدیل می شود ، نه همه ی آن(درست مثل همجوشی و یا واپاشی هسته ای).اما نکته دیگر این که در فرآیند تبدیل پیامبر به انرژی ؛ تکلیف سیستم مهار کننده و جلوگیری از اشعه رادیو اکتیو چه می شود؟ اگر پیامبر طی یک واکنش هسته ای به انرژی تبدیل شده باشد ، آنگاه تمامی فلسطین امروزی و بیت المقدس بایستی تحت تاثیر تشاشعات شدید هسته ای واقع شده باشند(در بحار الانوار هیچ اشاره ای به تبدیل شدن پیامبر به انرژی در یک راکتور پیشرفته نشده است.) ولی هیچ اثاری از این مساله نه در آن زمان و نه در زمان حال مشاهده نمی شود.
مساله دوم اینکه نگارنده بیان کرده است که پای پیامبر در هنگام رفتن به معراج؛ به یک ظرف آب برخورد می کند و وقتی بر می گردد می بیند که ظرف آب هنوز در حال ریختن است.به نظر می آید که نگارنده با بیان این موضوع و به میان کشیدن انیشتین و نظریه نسبیت ؛ نگاهی به پدیده اتساع زمانی در سرعت های بالا دارد. بایستی عرض کنم که تا جایی که سواد بنده اجازه می دهد؛ پدیده اتساع زمانی که در سرعت های بالا رخ می دهد با این مثال معروف معرفی می شود:
فرض کنید دو برادر دوقلو در یک زمان به دنیا می آیند و یکی در همان زمان با 99.9 سرعت نور به فضا میرود و یکی روی زمین باقی می ماند. حال برادری که به فضا رفته بود پس 15 سال حرکت کردن با 99.9 سرعت نور به زمین بازمی گردد و جستجویی برای یافتن برادر دوقلوی خود آغاز می کند.اما طبق فیزیک نوین جستجوی او هیچگاه به نتیچه نخواهد رسید زیرا روی کره زمین 2 میلیون سال گذشته است نه 15 سال.
با توجه به مثال بالا در میابیم که استفاده از پدیده اتساع زمانی در توجیه صحبت نگارنده به نقل از علامه مجلسی , یک خیال واهی بیش نیست زیرا پیامبر با سرعت نور نسبت به مبدا (اگر آن را زمین در نظر بگیریم) حرکت کرده است و نه زمین نسبت به پیامبر . پس زمان برای زمینیان بایستی کشدار تر شود نه برای پیامبر, در صورتی که در حدیث بالا برعکس بیان شده است. ممکن است اینگونه بیان شود که چون سرعت نسبی است می توانیم فرض کنیم که زمین با سرعت نور حرکت کرده و نه پیامبر .اما در این صورت باستی مبدای برای سنجش سرعت نسبی معرفی کنیم که مسلما به جز زمین مبدا معقول دیگری قابل بیان نخواهد بود زیرا در همان کتاب و احادیث دیگر آمده است که پیامبر از زمین جدا شد و به آسمان رفت نه اینکه زمین از پیامبر جدا شد و پیامبر ثابت ماند.
با توجه به صحبت ها ی بالا به نظر می آید که نامه نوشته شده توسط انیشتین به آیت الله بروجردی درست چیزی شبیه پیدا کردن ماجرای حمله یازده سپتامبر در قرآن است.و به خواننده اطمینان می دهم که اگر البرت انیشتین اینگونه شیفته اسلام و جنبه علمی آن می شد مطمئنا اسلام می آورد و سپس دار فانی را وداع می گفت.شایان ذکر است که تنها منابع یافت شده در مورد این نامه در اینترنت به زبان فارسی بوده و درست همان متن پایین می باشد.در هر صورت زیرکی و قوه تخیل کسی که این نامه فرضی را نوشته است قابل تقدیر می باشد.
آلبرت اينشتين(فوت 1955 م) در رساله ي پاياني عمر خود با عنوان: "دي ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 يعني:"بيانيه" که در سال 1954 آن را در امريکا و به آلماني نوشته است - اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح ميدهد و آن را کاملترين ومعقولترين دين مي داند. اين رساله در حقيقت همان نامه نگاري محرمانه ي اينشتين با آيت الله العظمي بروجردي (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمين برگزيده شاه ايران محرمانه صورت پذيرفته است اينشتين در اين رساله "نظريه نسبيت" خود را با آياتي از قرآن کريم و احاديثي از (نهج البلاغه) وبيش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسي (که از عربي به انگليسي توسط حميد رضا پهلوي (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آيت الله بروجردي شرح مي شده) تطبيق داده و نوشته که هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نميشود وتنها اين مذهب شيعه است که احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده "نسبيت" را ارائه داده ولي اکثر دانشمندان نفهميده اند.

از آنجمله حديثي است که علامه ي مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اکرم(ص) نقل ميکند که: هنگام برخاستن از زمين دامن يا پاي مبارک پيامبر به ظرف آبي ميخورد و آن ظرف واژگون ميشود.اما پس از اينکه پيامبر اکرم(ص) از معراج جسماني باز ميگردند مشاهده ميکنند که پس از گذشت اين همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است ...اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه ي "نسبيت زمان" دانسته و شرح فيزيکي مفصلي بر آن مينويسد...همچنين اينشتين در اين رساله "معاد جسماني" را از راه فيزيکي اثبات ميکند(علاوه بر قانون سوم نيوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول رياضي معاد جسماني را عکس فرمول معروف "نسبيت ماده و انرژي" ميداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره عينا" به ماده تبديل شده و زنده خواهد شد. او همچنين در همين رساله عقيده ي به "وحدت وجود" را از خرافات هاي شايع شده توسط ملا صدرا تلقي کرده و آن را از ديدگاه "فيزيک کلاسيک" و "فيزيک نسبيتي" به شدت مورد حمله قرار مي دهد ...بطور خلاصه: او ميگويد: هر موجودي داراي حيطه و مرز فيزيکي خاص خود است(حيز وجودي) که امکان ندارد با موجود يا وجود ديگري اتحاد يا وحدت داشته يا بيابد...در رابطه با "عقل" نيز با کمال شگفتي - انيشتين نظريه ي اخباريون شيعه را ( که عقل را نسبي ميدانند و در حريم شرع و دين آن را بکار نميبرند) صحيح دانسته و ميگويد: حق با اخباري هاي شما ست وهنوز زود است که مردم اين را بفهمند..
در ادامه نيز فرمول رياضي خاصي براي "عقل نظري بشر" ارائه داده و "نسبيت" آن را اثبات ميکند... . اينشتين در اين کتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ"بروجردي بزرگ" ياد کرده و از شادروان
پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ"حسابي عزيز" ياد کرده است.
3000000دلار بهاي خريد اين رساله توسط پروفسورابراهيم مهدوي( مقيم لندن) با کمک يکي از اعضاء شرکت اتومبيل" بنز" از يک عتيقه فروش يهودي بوده و دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين کتابچه توسط خطشناسي رايانه اي چک شده و تاييد گشته که او اين رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ي اين رساله اکنون جهت مسائل امنيتي به صندوق امانات سري لندن - بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي- سپرده شده و نگهداري ميشود...
منبع : وبلاگ دانستنيها (خيلي از مطالب ديگش که درسته ولي اينو نمي دونم)